الشيخ حسين الحقاني

12

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

2 - علّت واحد و كثير هم‌چنين علّت به دو قسم علّت واحد و كثير منقسم مىگردد : زيرا معلول از لوازم وجود علّت است و ( نيز بديهى است كه ) لازم نيز گاهى اعمّ مىباشد ( در نتيجه ، هركجا كه علّت يك چيز يعنى ملزوم ، متحقّق شود معلول آن نيز يعنى لازم ، متحقّق مىشود امّا هركجا كه معلول يعنى لازم يك شىء محقّق بشود لازم نيست كه علّت او نيز موجود باشد زيرا چه‌بسا لازم ، اعمّ از ملزوم است و لازمهء آن ، اين است كه ممكن است لازم با علّت ديگر نيز ، محقّق بشود در اين‌صورت علّت ، كثير مىباشد مثل حرارت كه معلول است و لازمهء آتش بوده ، اعم از ملزوم خويش مىباشد زيرا حرارت از طريق غير آتش مثل اصطكاك دو شىء با يكديگر و ساير علل نيز پديد آيد ) . 3 - علّت بسيط و مركّب علّت بسيط علّتى است كه داراى جزء نيست ( مثل علّيت خدا نسبت به مخلوقات ) و علّت مركّب بخلاف آن ، داراى جزء است ( مثل عليّت اشياء در عالم طبيعت و غير آن ) و ( بساطت ) علّت بسيط نيز ، گاهى به حسب وجود خارجى است مثل عقل و اعراض ( از قبيل رنگها و . . . به اين معنى كه در خارج ، علّت ، يك امر بسيطى بوده ، داراى جزء نيست ) و گاهى نيز علّت به حسب عقل ( و تعقّل ) بسيط است و آن علّتى است كه در خارج مركّب از مادّه و صورت نيست ( هم‌چنانكه در موجودات مادّى محسوس چنين است ) و در مقام تعقّل نيز ، جنس و فصل ندارد و بسيطترين علّت‌ها ، علّتى است كه هرگز مركّب از وجود و ماهيّت نيست و آن وجود واجب الوجود است ، ( زيرا او صرف وجود بىنهايت بوده ، نه در خارج و نه در ذهن و نه در مقام تعقّل جز حقيقت وجود صرف ، چيزى براى او تصوّر نمىشود پس داراى ماهيّت نيست ) . 4 - علّت قريب و بعيد علّت قريب ، علّتى است كه ما بين آن و معلولش واسطه‌اى وجود نداشته باشد .